تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو

Home # Baanoo # Wap # Email # Archive

جهت ثبت در تاریخ وبلاگ: ساعت ۱۳:۵۰ ظهر پنجشنبه ۱۶ فروردین ماه ۱۳۸۶ .

دوباره دایی شدم: دینا. خوبه که دانیال دیگه تنها نیست. امروز از صبح، روز خوبی بود. توپ بود! ... و شکر( حتی اگه فردا روز خوبی این همه نباشه). این هم جهت ثبت در تاریخ.

# این؛ همین # 86/01/16 حسین نوروزی |

همه رفتند. امشب میثم، فردا بقیه. اصفهان این روزا کلی مهمون داره. این اولین باره که این همه تنها، باید چند روز بگذره .... می گذره. دوست زیرآبزن قدیمی تو، حالش از حرفای زشتی که شنیده بده. تنهایی همه چی رو از یاد می بره .... همه چی رو .... حتی بعضی از حرفای تلخ رو.


آيا كسی شكوه های يك ماشين به سرقت رفته را شنيده است ؟ 
آيا  چيزي در اين  جهان
غمگين تر از  توقف يك قطار در باران هست؟


Pablo Neruda

 

# این؛ همین # 86/01/06 حسین نوروزی