تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - و تهران، همانی که تنی داشت زنی بود روزگاری

Home # Baanoo # Wap # Email # Archive

۱
در شهر
زنی شلیک کرده‌است به زیبایی
و مردان بسیار بالای دار ِ تو می‌روند

تهران نشسته در کافه‌های جنسی
کمک‌های جنسی
حرف‌های جنسی
خیابان‌ها کوچه‌های بسیار وقتی که دوست‌ات داشتم


۲
همیشه یک صندلی خالی است
تخت‌خوابی که افتاده روی بام
خواب تو آغوش می‌کشد به‌قدر ِ این‌همه چراغ ِ سرخ / سبز/ زرد
و آب‌ها
آب‌ها دریا را فراموش کرده‌اند


۳
از خواب‌های شهر دوری ای دریا
دریای لعنتی!

زن‌های سرخ ِ جنگی در تو آویخته‌اند جوانی‌شان را
در هر کجا که تو بودی
تنی برای عاشق بود
و تهران
با خیابان دکتر حسابی
با خیابان فاطمی
و تهران با خیابان‌ها عشق‌های بسیار
این شهر لعنتی!


۴
قورباغه‌های کودکی از عذاب ِ الیم مُرده‌اند با سنگ‌های خدای بزرگ
عجیب نیست اگر هنوز ایمان داریم که شاه برمی‌گردد
راه‌های شوسه قدر ِ دریا می‌فهمند
و دوش از آب - سرشار ِ فرو رفتن از تنی‌ست که زیبا بود
پوست شب را کشیده‌اند تا صورتی که زنی داشت
و آب‌ها
آب‌های دور

تخت‌خواب را به آغوش می‌کشم
شاه برمی‌گردد
و تهران، همانی که تنی داشت زنی بود روزگاری
زرد / سبز/ سرخ

 

اردیبشهت 84 تا اردیبشهت 87

Baanoo بانو

بعد: وقتی که تمام شعرهای اردیبشهت 84 را با هم تلفیق می‌کنی. وقتی که هر روز، سانتی‌مانتال‌تر می‌شوی. وقتی که هر روز دوست داری فقط «سخن عاشق» بنویسی. وقتی که به دیگران چه ربطی دارد چی می‌نویسی؟ وقتی که داری فکر می‌کنی که کی، چی می‌خواهد در جست‌وجوهای بی‌پایان‌اش این‌جا؟ وقتی که حتی از اول صبح، دو خط نمی‌توانی انشا کنی. وقتی که نفس کشیدن‌ات هم در تورم دارد از پا درمی‌آید. وقتی که دل‌تنگی. وقتی که خوش نیستی....  روزگار تلخی داریم. تف!
بعد: ای بر پدر و مادر هرچه موسیقی خراب، که می‌رود توی مغزت، خراب‌تر می‌کند روزگارت را.
بعد: رسما دارم می‌پوسم این‌جا. به‌زبان ِ ساده: دارم/این‌جا/می‌پوسم.
بعد: تو چه‌طوری؟ تپل باش...
بعد: خواهر و مادر ِ روزگار را .... بعد!

# این؛ همین # 87/02/18 حسین نوروزی |