تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری ....

Home # Baanoo # Posts # Feed # Wap # Email # Archive

 برای آن شب برفی  

در این سرما و باران، یار خوش‌تر
نگار اندر کنار وُ عشق، در سر

نگار اندر کنار وُ چون نگاری!:
لطیف و خوب و چُست و تازه و تر ...

در این سرما به کوی او گریزیم
که مانند اش نزاید کس ز مادر

در این برف، آن لبان ِ او ببوسیم
که دل را تازه دارد برف وُ شکّر

مرا طاقت نماند؛ از دست رفتم
مرا بُردند وُ آوردند دیگر

خیال او، چو ناگه در دل آید
دل از جا می‌رود... الله اکبر

مولوی

چتری توی دست‌های تو بود  Tyler

# این؛ هم‌این # 87/09/26 حسین نوروزی |